حدود 2 سال پيش مسعود ده نمكي هر ماه مجله اي رو منتشر ميكرد به اسم صبح دو كوهه كه بيشتر از چند شماره هم مجال انتشار پيدا نكرد .
اين ماهنامه برابر شده بود با اوايل دوران شروع رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد .
تو يكي از همون چند شماره (فكر ميكنم شماره دومش بود) با شجاعت و صريح الحني كه فقط فاز خود آقاي ده نمكي هستش يه عكس از يك بزرگراه در حال ساخت رو زده بود روي جلد مجله و زيرش نوشته بود بزرگراه شهيد احمدي نزاد .... كارگران مشغول كارند (و يه تيتر هم زده بود كه مواظب جان رئيس جمهورمان باشيد)
و تو متن مربوط به همين عكس هم از قول رئيس جمهور گفته بود كه صداي اعتراض خودي ها از خيمه گاه عدالت مياد .
شايد اون روز فكر اينكه صداي اعتراض به خاطر عدالت اونهم از طرف خودي ها همچني معقول به نظر نميرسيد (كه صد البته روزي كه امام علي(ع) شروع به امامت كردند اولين كساني كه صداي اعتراضشون به عدالت حضرت در اومد طلحه و زبير بودند)
ولي الان بعد از گذشت دو سال قشنگ معني اون تيتر و گفته رو متوجه ميشم .
حكايت اين روزها هستش كه باز هم به بهانه اي ديگر و اينبار به بهانه عوض كردن دو مدير به دلايلي(دلايل عيان و نهان) كه از اختيارات جزء يك رئيس جمهور هست باعث سم پاشي هاي زيادي بر عليه شخص آقاي احمدي نژاد شده .
توهين ها و گفته ها و شايعات بي اساس و بي سند منتقدان معاند و مغرض كه جاي خود دارد ولي متاسفانه اظهار نظر هاي بعضي خودي ها همانند آقايان توكلي و هاشمي شاهرودي (رياست محترم قوه قضائيه ) واقعا جاي تعجب و بحث و اعتراض دارد .
البته گر خدا خواهد عدو شود سبب خير و از كنار همين نيش و كنايه و اعتراضات است كه خيلي از مطالب پشت پرده عيان ميشود و جوابهايي در جواب آقاي توكلي داده ميشود كه خيلي جالب است واز نوع رفتارو گفتار ايشان بعيد است (++ يا ++ يا ++ )
البته با سياست فعالي كه آقاي احمدي نژاد به وجود اورده و همچنين با منش و ديد بازي كه ايشون نسبت به نقد( كه ماشالله دشمنان مثلا دوست نما چقدر خوب دارند از فرصت استفاده ميكنند) دارند آش را چنان شور كرده كه سران دو قوه ديگر و همچنين مجمع تشخيص مصلحت نيز به خود اجازه دخالت هاي نا به جا حتي در مورد ريز ترين مسائل دولت ميدهند .
در اينكه چرا مخالفان آقاي احمدي نژاد در مورد ايشان هجو گويي ميكنند خيالي نيست كه وظيفه خود را انجام ميدهند .
يا اينكه شخصي مثل آقاي هاشمي از نوع رفسنجاني بعضا از هر جايگاه و تريبوني به خود اجازه دخالت در امور دولتي و گفتن بعضي مسائل بي مورد و بي دليلي را ميدهند هم خيالي نيست ؛ زيرا ايشان هنوز دارن هزينه هاي شكست خود را ميدهند .
ولي از آقاي هاشمي از نوع شاهرودي بيان اين جملات (((نباید طوری برخورد کنیم که بی انگیزگی در مدیران ایجاد شود... و در مقابل آدم های بی عرضه ای را که هیچ ابتکار و خلاقیتی را برای نظام ندارند و به مملکت ثروتی اضافه نکرده اند را جایگزین کنیم... اگر ما مکررا مدیر و وزیر عوض کنیم چیزی عوض نخواهد شد بلکه باید همت همین مدیر فعلی را زیاد کنیم)))
آيا ايشان نيز اين تفكر حمايت از مدير نالايق تا لحظه آخر به هر قيمتي را از دوستان لايق !!!! چند سال گذشته به ارث برده اند ؟
البته ايشان در رابطه با عزل مديران نالايقي كه باعث فرار شهرام جزايري از زندان شده اند امتحان خود را پس داده اند و رفت و آمد اشخاص افراد عزل شده به دفتر ايشان جهت ادامه خدمت در دفترشان هنوز نقل مجالس است و پاسكاري هاي ايشان با اداراه اطلاعات جهت عزل قاضي هاي نالايق پرونده فراموش نشده (چنان كه هنوز جاري است)
و شايد همين تفكر ايشان باعث شده كه با گذشت چندين سال تحويل گرفتن ويرانه قضائيه ( به نقل از خودشان )هنوز كه هنوز است موفق به بالا بردن پايه هاي اين ويرانه نشده اند . هنوز همان سرگرداني مردم در راهروهاي دادسراها و تحمل رفتارهاي بي ادبانه اكثريت(نميگويم همه ولي اكثريت) قضات و حتي كارمندان دفاتر اين قضات و پرونده هاي چندين و چند ساله !!!!كه تمام دلخوشي ايشان به ديدارهاي هفتگي مردمي هست و عفو هايي كه بعضا در اون پرونده ها ميدهيد(بيچاره ما بقي مردمي كه دسترسي به ايشان ندارند) و يا سردرگمي ايشان در عدم به سرانجام رساندن لايحه مجازات اسلامي بعد از چندين سال كه با خواهش و تمنا يك سال ديگر فرصت گرفته شد و از مجلس به خاطر فرصت داده شده تشکر میکنند
يا شايدم دلخوشي از شعارهايشان در مورد حذف زندان از مجازات ها دارند كه هنوز به نتيجه اي نرسيدند؟؟
يا شايد هم دلخوش از اعدام هاي فله اي است كه در ملا عام انجام ميدهيد كه در اين برهه زماني باعث سياه شدن چهره ايران و سرازير شدن تير پيكانها به سمت و سوي شخص آقاي احمدي نژاد ميباشد تا انجا كه روزنامه ال استريت ژورنال آمريكا تيتر ميزند كه احمدی نژاد مردم ایران را ترور میکند!
وهمچنين بعضي رفتارهايي كه اين افراد در پاي طناب دار انجام ميدهند كه باعث چه داستانسرایی هایی برای ایران و چه قهرمان سازي هايي كه نميشود .و چه چهره سياهي از ايران ساخته شده است . (جدا از اينكه اين اعدام ها برا افراد اعدام شده كم ميباشد ولي اعدام فله آن در ملا عام به چه قيمتي ؟!!!!)
و هزاران ناگفته ديگر
البته در اين ميان نيز نميتوان از كوتاهي كه آقاي احمدي نژاد و اطرافيان ايشان و علي الخصوص تيم اطلاع رساني بسيار ضعيف و بيكار ايشان گذشت و بايد از ايشان اين گلايه را كرد كه چرا يك چنين بمب خبري را درست در زماني منفجر كرد كه ايشان عازم سفر خارجي هستند و فردي كه پاسخگوي مناسب اين حركت باشد نيست تا هفت تير كش ها زياد شوند و آبهاي زيادي سر بالا روند و آواز هاي ابوعطاي زيادي شنيده شود .
علي ايحال گلايه از دوست و دشمن و دوست دشمن شاد كن فراوان و زياده
ولي حيف از شحصيت اصولگرايي مانند آقاي هاشمي شاهرودي كه در قلب تمامي دوستان اصولگرا جاي دارند(بر خلاف ما بقي دوستان مجيز گويي كه گاهي از روي بغض شعار شاهرودي عراقي سر ميدهند و روزي به خاطر شيريني گفتار ايشان ، ايشان را تيتر يك خود ميكنند ) و همچنين باديدن چهره ايشان كه ما را ياد حضرت آقا مي اندازد ناخواسته و بعضا از روي احساسات و يا شايد هم دلايل پشت پرده ديگر سخني ناروا و از روی بی انصافی که از ایشان بعید است با توجه به اطلاعات و آگاهی هایی که دارند صحت داشته باشد گفته شود كه دشمن را شاد کند و باعث اعتراض و ناراحتي ديگر دوستان شود و باعث گفتن صحبت هاي ديگري شود كه خاطر همه را ناراحت كند .
و انشالله كه ايشان از طلحه ها و زبير هاي معاصر نباشند
پینوشت :
نوشتن تو یک وبلاگ سیاسی خیلی خیلی سخته
